

چهکسی سکس را برای نوجوانان تشریح میکند؟ تقریباً هیچکس. اعتقاد عمومی بر آن است که گفتوگوی باز و صریح با نوجوانان در مورد سکس، افکار نامناسب و انحرافی را به ذهن آنها متبادر میکند. در مدارس درس آشنایی با مسائل جنسی دور زده میشود. تنها چند سالی است که دولت برای جوانانی که قصد ازدواج دارند کلاس کوتاه آشنایی با مسائل جنسی دائر کرده و از طریق فیلم ویدئویی برخی طرق پیشگیری از حاملگی یا سیر تغییری که در اثر حاملگی در جسم زن ایجاد میشود را برای آنها توضیح میدهد.
جوانها کجا با هم آشنا میشوند؟ مترو هنوز جای خوبی برای آشنایی جوانها با یکدیگر است چون تا به حال طرح تفکیک جنسیتی، آنطور که در مورد اتوبوسها وجود دارد، در مورد آن اجرا نشده است. و جوانها امکان سپری کردن مسیری را با یکدیگر دارند و بعد میتوانند با پیاده شدن در یک ایستگاه مشترک، به گفتوگو ادامه دهند. علاوه بر این در شهرهای بزرگ بعضی خیابانها بهعنوان مرکز ملاقات و آشنایی دخترها و پسرها معروف شده است. در مراکز خرید هم میتوان مخفیانه به رد و بدل کردن شماره تلفن پرداخت. در تهران، توچال هم محل دیگری است که بسیار مورد علاقهی جوانهاست و در آخر هفته جوانهای بسیار زیادی به آنجا میروند. در این مکان دخترها امکان آن را پیدا میکنند که با احساس آزادی بیشتری موهای خود را به نمایش بگذارند.
اولین سکس جوانان ایرانی در چه سنی است؟ به طور رسمی اولین سکس در شب عروسی صورت میگیرد و این خجالتآمیزترین لحظهی زندگی زوجهای سنتی است. اما آمارها نشان از رشد فزایندهی سکس دختران و پسران خیلی جوان، قبل از عروسی دارند. طبق نتایج یک تحقیق، یکسوم جوانان بین 15 تا 18 سال در سکس فعال هستند. در جنوب شهر تهران که بهطور سنتی محل زندگی افراد کمدرآمد است، 80درصد از دختران و 60درصد از پسران بین 12 تا 16 سال دارای تجربهی سکس هستند.
جوانها در چه سنی ازدواج میکنند؟ بر اساس قانون دختران از 14سالگی و پسران از 16سالگی اجازهی ازدواج دارند اما در عمل همواره سن ازدواج رو به افزایش بوده است. در سال 1986 سن ازدواج برای دختران بهطور میانگین 20 سال و سن ازدواج برای پسران 24 سال بوده است. در حال حاضر میانگین سن ازدواج دختران 26 سال و سن ازدواج پسران 30 سال است.
روسپیگری چه نقشی بازی میکند؟ روسپیگری بهطور قانونی در ایران ممنوع است. گرچه اکنون روسپیگری عملاً به یک پدیدهی روزمره در تهران و سایر شهرهای بزرگ تبدیل شده است. روسپیها اغلب زنان بیوه، زنانی که شوهرانشان در زندانند، زنانی که به دلیلی از خانواده طرد شدهاند، و همسران کشتهشدگانی که قادر به یافتن شوهر نبودهاند هستند که اغلب مجبورند برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان (و گاه فرزندانی که از راه غیرازدواج به دست آوردهاند) تن به روسپیگری بدهند.
وفاداری کجاست؟ زنا در جرگهی زشتترین تخلفات به شمار میرود. جزای آن سخت و موقعیت آن کمیاب است. چند زنی، تا حد 4 زن قانونی است اما بهندرت یافت میشود. با این حال اسلام شیعی ازدواج موقت، که زمان آن از یک دقیقه تا 99 سال میتواند به طول بینجامد را مجاز میداند.
چند دادگاه طلاق وجود دارد؟ در سالهای اخیر تعداد دادگاههای طلاق رو به افزایش بوده و در حال حاضر در ازای هر هزار نفر 1.3 دادگاه طلاق در ایران وجود دارد. (در آلمان بهازای هر هزار نفر 2.6 دادگاه طلاق وجود دارد.)
آیا همجنسگرایی قابل قبول است؟ همجنسگرایی برای هر دو جنس مذکر و مؤنث جزای مرگ را در پی دارد، گرچه این امر زمانی محقق میشود که 4 مرد یا 8 زن به عنوان شاهد، همجنسگرایی شخص را گواهی کنند. عملاً اما در اغلب موارد به تازیانه زدن اکتفا میشود. این که مردها در انظار عمومی دست در گردن هم بیندازند یا دستان هم را در دست گرفته و یا گونههای همدیگر را ببوسند جزئی از فرهنگ ایرانی است و به عنوان امری جنسی تلقی نمیشود.
از چه راههایی برای پیشگیری از حاملگی استفاده میشود؟ قرص ضدبارداری را میتوان در هر یک از شعبات مراکز بهداشت و درمان ایران بهطور رایگان و بدون نیاز به نسخهی پزشک یا گواهی وضعیت تأهل دریافت کرد. کاندوم نیز به همین طریق قابل دریافت است. ایران تنها کشور خاورمیانه است که کاندوم مورد نیازش را خودش تولید میکند. روند بستن لوله در مردان هم رو به افزایش است و مخارج آن را دولت میپردازد.
چقدر سقط جنین صورت میگیرد؟ سالیانه حدود 80 هزار سقط جنین غیرقانونی در ایران اتفاق میافتد. تنها در صورتی که مادر با خطر جدی مرگ روبهرو باشد یا ضریب معلولیت جنین بالا باشد سقط جنین البته تا 4ماهگی قانونی است. به همین دلیل اکثر سقط جنینها بهطور غیرقانونی صورت میپذیرد.
آهنگ رشد جمعیت چگونه است؟ به نظر میرسد برنامهی دولتی کنترل جمعیت مؤثر بوده است. 10 سال پیش هر زن ایرانی به طور متوسط 3.4 بچه به دنیا میآورد ولی در حال حاضر این رقم به 1.8 بچه کاهش یافته است. با این حال نباید به لحاظ جمعیتشناختی نگران پیری جمعیت ایران بود. زیرا بیش از 60درصد از جمعیت این کشور را افراد زیر 30 سال تشکیل میدهند.
آیا در ایران پارتی مختلط وجود دارد؟ پیشترها زنها برای جشن و پایکوبی از خانه بیرون میرفتهاند و برای عبادت در خانه میماندهاند. اما امروز برعکس است. در آپارتمانهای شمال پایتخت پارتیهایی شبیه پارتیهای بچههای پولدار اروپا و آمریکا برگزار میشود. زنان جوان وقتی در این دیسکو موزیکهای مدرن میرقصند، پوست بدن و موی خود را به نمایش میگذارند. نوشیدنیهای الکلی مورد نیاز برای اینگونه مجالس را میتوان بهوسیلهی تلفن از بازار سیاه، به قیمت میانگین معادل 8 یورو سفارش داد. حکومت اسلامی اینگونه تخلفات از قانون و اخلاق را مادامی که پشت درهای بسته اتفاق بیفتد تحمل میکند. دخترها قبل از آنکه محل پارتی را ترک کنند مجدداً موهای خود را با روسری میپوشانند. مانتو هم مانع از آن میشود که کسی در خیابان حتی نوار باریکی از پوست لخت بازو یا شکم آنها را ببیند. در این پارتیها جوانها دین خود را پشت در میگذارند و وارد میشوند.

مسأله ای که د ر اینجا به آن می پردازیم عقده های جنسی است که سراپای تمام دست اندرکاران از رأس هرم تا قاعده را فرا گرفته است. اما اگر وسیعتر و عمیقتر به معضل و یا با واژه ای مناسبتر به این بیماری بنگریم ، علت را در فرهنگی خواهیم دید که از تعلیمات دینی سرچشمه گرفته است و متأثر شده و قرن هاست روان جامعه را مسخر کرده و بر ذهن آدمیان دیار ما حاکم گشته است.
من از کتاب های فقهی که ربایان یهود و کاردینال های عیسوی در آئین خود نوشته اند ، بی اطلاعم.همچنین آگاهی به کتاب هائی که در دیگر کشورهای اسلامی در زمینه فقه نوشته می شود ندارم. اما مطمئنم هیچ کشوری مثل ایران ، از کانال مذهب این چنین گرفتار مسئله ی میان تنه ی مردمش نیست. نود درصد محتویات کتاب های حضرات شریعتمدار و معلومات عالمان دین کشور ایران، در زمینه ی هیزی و اعمال جنسی انسان با انسان و حتی با حیوانات دور می زند. در رساله تمام آیات عظام که حکم پایان نامه تحصیلات فوق تخصصشان را دارد ،در مباحث ازدواج، حجاب ، شهوترانی ، طهارت ، ازاله مو و دیگر مسائل بین ناف و زانوی آدمی و نحوه ی روابط جنسی اش با خود ، اقوام و حتی حیوانات حلال گوشت ، صدها برگ مطلب البته " آموزنده " نوشته شده است.
هم اکنون هزاران صفحه کتاب توضیح المسائل شش نفر از آیات عظام : ربانی ، لنکرانی ، حسینی شاهرودی ، نجفی سیستانی و مکارم شیرازی با سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی در روی سایت گویا "gooya " به دید و اطلاع تمام مسلمانان و کافران جهان که با اینترنت سر و کار دارند ، رسیده است.مسائل مطرح شده در این کتابه ا کلاً شبیه به هم بوده و کاملاً بی ارزش و با انشائی سبک و آخوندی است.
صفحات بی شماری از این کتاب ها به همخوابگی زن و مرد و یا نزدیکی با پدر زن و مادر زن و عمع و خاله و عروس و همچنین با گوسفندو شتر اختصاص دارد. تمام این بزرگان و مبلغان دین بدون استثناء معتقدند : مجامعت و نزدیکی با گوسفند و شتر منعی ندارد و تنها گوشتش بر فاعل ماجرا حرام می شود و هیچ گونه تنبیه و عذابی برای کسی که دامن عفت شتر و گوسفند را لکه دار کرده است توصیه نمی کنند !!! زیرا خود حضرات در دوران طلبگی گوشت چند رأس از این حیوانات را بر خود حرام کرده اند. و یا برای کسی که با پدر زنش لواط کرده است ، مجازاتی در نظر نمی گیرند ، اما دستور می فرمایند که دخترش را زبه زنی نگیرند و یا او را طلاق بدهند.پس با توضیح این گونه مسائل از طرف آیات البته عظام ، عمق و اندازه سکس در اسلام فقیهان به خوبی روشن و نمایان می شود.
بنابراین باید گفت دینی که بنام اسلام ، فقیهان زمان قرن هاست مبشر ومبلغ آنند و کتاب ها در تشریح و توصیفش می نویسند ، دینی سکسی است. و اگر انقلاب اسلامی نیز سکسی از کار در آمده است ، دلیلش در بنیان و ریشه بوده و به تبع پیروی از مادر است.دقیقاً انقلاب از زمانی که اسلامی شد، گرایشش به سکس و پورنوگرافی هر لحظه بالا و بالاتر رفت. آنگونه که در شهر مقدس مشهد در جوار حضرت ثامن الائمه در عرض دو ماه دوازده زن فاحشه خیابانی را رندان سینه چاک دین و فدائیان اسلام ناب محمدی به بیابان ها و مخفیگاه ها می کشاندند و می کشتند.
قرن هاست ، این فقیهان اعظم با گفتار و نوشتارشان به ما می آموزند و تلقین می کنند که با محرم و نامحرم چگونه همخوابه شویم. وظیفه مان درمقابل علف خواران مادینه و نرینه چیست! بالاخره هنگام زنای به شبهه که به فرموده آیت الله ها معمولاً با بیگانه و یا با عمه و خاله ، در موقع زمین لرزه و با غلتیدن در خواب و یا افتادن از بلندی سر می گیرد!!! و ربطی به عوالم هسری ندارد ، چه رفتاری در پیش گیریم. شکی نیست آقایان علمای اعلام و فقیهان خوش نام ، خود تمام این مراحل را از سر گذرانده و این مسائل را آزموده اند.با هر زن و پیر جوانی که در اطاق خوابیده است جمع شده اند و نامش را زنای به شبهه نامیده اند تا دست کم به خشم مفعول گرفتار نشوند و چون به عذر توبه هم می توان از عذاب خدایی رست ، زبان مردم نادان روزگار را هم با واژه ی شبهه بسته اند. افزون بر این کتاب ها که به تعداد مجتهدین جامع الشرائط ، شمارشان در طول تارسخ مذهب از دهها هزار گذشته است ، هر آیت الله از صغیر و کبیر ، تألیفات متعدد دیگری در اوصاف مجامعت زمینی و مقاربت های پایان ناپذیر با حوریان و غلامان بهشتی به زیور طبع آراسته و یا آنها را بر روی منبرها به سمع شنوندگان و رواق نشینان تشنه این نوع معلومات ، رسانده اند. مرحوم آیت الله دستغیب شیرازی در کتاب سراسر سکسی و پورنو گرافی اش به نام "معاد" با تعاریفی که از حوریان و غلامان بهشت می کند و با توصیف هایی که از نوع پذیرائی شان از مؤنین و مؤمنات به دست می هد ، عنین ترین آدم ها را به شوق بهشت و روزه و نماز وا می دارد و به زهد و ورع می کشاند.آیت الله دستغیب سهم هر مؤمن را از حوریان یک میلیون برآورد کرده است!!! او می فرماید : " بلندی قامت بسیاری از این حوریان به چهل متر می رسد. چنان با غمزه و ناز راه می روند و می خرامند که امکان هر نوع مقاومت را از مؤمن می گیرد. به قدرت خدا نیروی کمر مسلمانان به حدی می رسد که بیست و چهار ساعت لاینقطع ، حوریان در خدمت مؤمنان به انجام وظیفه مشغولند . البته بدون لحظه ایی آسایش و بدن آنکه ذره ای احساس خستگی و یا عدم رضایت کنند. بعضی از این حوری ها بدن هایشاه آنچنان لطیف است که از پشت آن اشیاء دیده می شود و طول مقاربتشان نیز سر به ساعت ها می زند و دیگر اوصافی بهتر و بیشتر از این که برای شیفتگان این قبیل موضوع ها ، کتابی در خور اهمیت است. شک نیست نظایر این کتاب فراوان است و منحصر به همین یکی نیست. آیا خواندن چنین کتاب هائیکه هر ملای مریض جنسی ، نظیرش را به جامعه دین سالار هدیه کرده است و آیا خواندن کتاب حلیت المتقین مجلسی که صدها صفحه را به مسائل سکسی و موضوع های میان کمر اختصاص داده است و از قول امامان می گوید : "نعلین زرد بپوشید ، زیرا نور چشم را زیاد و قدرت جماع را افزون کند" و یا شنیدن نصایح و خطبه های آقایان در همین زمینه ها ، ذهن عوام را اسیر مسائل سکسی و مقولات جنسی نمی کند و سهم اصلی و مهم فرهنگ عوام را سکس پر نکرده است؟ آیا اینگونه آموزش های سراسر دروغ ، ولی محرک و مهیج و ذهن آشوب ، در طول قرن ها سبب حرص و ولع شهوانی در ملت مانیست؟ آن هم در حالی که از یک طرف ما را به سخنان و نوشته هایی از این دست بمباران شهوانی می کنند و از طرف دیگر زن را در پیچه و مقنعه و دور از نظر نامحرم به بند می کشند.
آخوند ها در بحث حجاب که خود مقوله ای سکسی است هفت بار نگاه به نامحرم را یک زنا می شمارند . بیرون افتادن تار موی زن را معصیت بزرگ تبلیغ می کنند . همچنین معتقدند که صدای کفش خانم ها به هنگام راه رفتن ، سبب سستی در ایمان مردان می شود. زنان حتی در زیر پیچه حق حرف زدن با مرد غریبه را ندارند زیرا نازکی سخن باعث تحریک شهوانی مرد مخاطب می گردد. در مدارس دو شیفته بر روی صندلی هایی که صبح پسران نشسته اند ، بعد از ظهرها دختران حق نشستن ندارند. و صدها قلم دیگر از این نوع فرمایشات ترمز کننده و باز دارنده که روی هم رفته معلومات و علم آخوندی را می سازند. علامه مجلسی در همان کتاب که اشاره شد می نویسد : " حضرت رسول به دخترش فاطمه فرمود : زنهار اگر به درخواست شوهرت در مورد مجامعت با تو جواب رد بدهی . حتی اگر بر روی کوهان شتر باشد". تصور این که یک فرد عامی و عادی که از خرد هم بهره ای نبرده باشد ، با خواندن و یا شنیدن این دستور به چه حیوانی تبدیل می شود ، مشکل نیست.
تلقین و القای چنین بدآموزی های شهوانی که مهر احکام دین بر آن می خورد ، ذهنیت عارف و عامی را به گونه ای سادیستی به مسائل میان تنه جلب و آلوده کرده است. بطوری که از جنبه غریزه گذشته و به نوعی عامل فرهنگی جنون آمیز بدل شده است.اندکی دقت در رفتار و توجه به فحش هایی که در محاورت و نزاع هایمان بر زبان می رانیم ، این فرهنگ سکسی را به روشنی نمایش می دهد. هشتاد درصد ناسزاهایمان در دعواها حواله دادن فلان جای بدن است به هر چه نه بدتر طرف. واژه های مادر قحبه ، زن فلان ، و خواهر و مادرت را فلان که در محاورت و نزاع ها چون نقل و نبات از دهانمان می ریزد. انعکاسات فرهنگی است که آئین سکسی ملایان در طول قرون در نهاد ما بنیاد نهاده است. این سخنان مخصوص طبقه ی معینی نیست، بلکه از دهان هر کس از کارگر تا استاد دانشگاه خارج می شود و بستگی به میزان نفرتی دارد که آستانه ی خشم را به ارتفاعی می رساند که بی اراده بر زبان جاری شوند.
یکی از استادانم در دانشگاه برایمان واقعه ای را تعریف کرد که چون نمایانگر ذهنیت مریض ماست ، بازگو کردنش خالی از لطف نیست.او می گفت :" یکی از دوستان صمیمی زمان تحصیل را از فرانسه به ایران دعوت کردم تا هم ایران را ببیند و هم جواب محبت های آن زمانش را داده باشم. دعوتم را اجابت کرد و به ایران آمد. روزی در پیاده رو خیابان فردوسی به طرف شمال در حرکت بودیم. عابری از طرف مقابل آمد و با دوستم شانه به شانه برخورد کرد. دوستم به زبان فرانسه عذر خواست. اما طرف ایستا و با غیض و غضب گفت: زنت را فلان کردم. دوستم گفت من که عذر خواهی کردم!چرا عصبانی است و چه گفت؟ من نخواستم جمله زشت را ترجمه کنم. ولی او اصرار کرد که بداند. من هم معنای سخن را برایش گفتم. دوست من رو به زنش گفت : مگر او را می شناسید؟ و این مرد راست می گوید؟ زنش با خونسردی گفت نه دروغ می گوید، ما تمام این دو روز با هم بوده ایم . دوستم پرسید : پس این مرد چرا این دروغ را گفت؟ آن گاه من مجبور شدم زشتی و ناهنجاری در اندیشه و فرهنگ ما ایرانیان را به هنگام نزاع و خشم برایش تشریح کنم."
بی جهت نیست که ما حتی ناسزاهایمان را از میان تنه آغاز و به همانجا ختم می کنیم. زیرا این اخلاق زشت و این عدم تعادل در کنش و واکنش ها را ما با تعلیمات ملا و با القائات آخوند کسب و اخذ کرده ایم و اندک اندک در درازای زمان و نسل به نسل در ما نهادینه و ریشه ای شده و سرانجام به یک نوع عادت و فرهنگ تبدیل گشته است که من آن را فرهنگ زشت سکس نامیده ام و برگرفته از مذهب شهوانی آخوندی می شناسم. کوتاه سخن آئینی که آخوند ها مبلغش هستند مروج سکس و قبیح و فساد اخلاق است، تردید نکنیم!

نمیدونم چرا وقتی بحث فتیش و ارضای جنسی توسط تحقیر شدن توسط جنس مخالف که میاد وسط تمام ذهن ها میره به سمت خشونت یا اینکه یه خانمی داره یکی را شلاق میزنه و فلان کار را میکنه اونم از روی بی رحمی و ظالمی… خیلی مهمه با چه دیدی به این قضیه نگاه بشه.. یه دید معمولی که یکی از روی پدر کشتگی و ظلم و بی رحمی یکی را داره میزنه…که هرکسی ناراحت میکنه حتی برده ترین مردها را و دید دومی که همه علاقه مندان به فتیش و مازوخیست را این موضوع را برای اونا جالب میکنه تحمل سختی و رنج بخاطر معشوق این خیلی مهمه؟؟ فرض کنید یک چادری وجود داره که بر چهار ستون الم شده باشه و معشوقه زیبای یک مرد در زیر آن قرار داشته باشه. هوا بارونی میشه. یکی از ستون های این چادر یا این سقف خراب میشه و ممکنه این سقف بریزه روی زمین اونوقت مرد بجای یکی از آن ستون ها قرار میگره و اون سقف را پایدار نگه میداره. با وجود درد و رنجی که اون مرد میکشه تا این سقف را پایدار نگه داره تا محبوبش بتونه راحت و آٰرام استراحت کنه..فشار و درد و ناراحتی بر مرد داره فشار میاره .. اما مهم نیست… مهم اینست که محبوب آن مرد در آرامش باشه. خوب این یک دید از این ماجرا . دید دوم: مرد زن ذلیل.. زن بی رحم… خاک بر سر مرد .. آبرو هرچی مرده بردی.. به تو هم میگند مرد… تو در مقابل هر زنی بدبختی…
حالا هرچی هم تمام این حرف ها را مرد بشنونه تمام این زخم زبان ها، اما این ها هم مانند فشار و درد سنگینی سقف تاثیری در او نداره.. چون او لذت میبره که با تمام وجود داره بخاطر آرامش و آسایش محبوبش زجر میکشه خوب شما به عنوان یک مونث کدام دیدگاه را میپسندید؟؟؟ پاسخ به این سوال خیلی جواب ها را مشخص میکنه . به عنوان نمونه اگر در فیلم یا عکسی مشاهده میکنید یک خانم زیبا مردی را لخت کرده و به شدت به او شلاق میزنه این دلیل بر دیوانه بودن اون دو نفر نیست… دلیل بر بدبخت بودن و زن ذلیل بودن آن مرد نیست… چرا هیچوقت با خودتون فکر نکردید. که اون مرد بخاطر عشق به معشوقه اش این درد را تحمل میکنه.یا بعنوان مثال برای اینکه ثابت کنه چقدر محبوبش را دوست داره و عاشق او حاظره این دردو تحمل کنه.. وقتی همچین دیدگاهی باشه.. اصلا که ناراحت نمیشه، براش لذت بخش هم میشه… فرض کنید… همون شکستن ستون یه سقفی که مثالش را زدم … را شبیه سازی کنیم.. چون که همیشه که از این موقعیت های زیبا پیش نمیاد که مرد بتونه با تمام وجود عشق و علاقه بی حدو مرزشو به محبوبش ابراز کنه.. پس نمیشه این موقعیت ها را برای چند ساعت و دستی ایجاد کنیم؟؟؟ برای اینکه از ابراز عشق و محبت لذت ببریم؟؟
در غالب سکس و دقیقا به عنوان و اسم سکس؟ برای اینکه ایرانی های کوته فکر و بی فرهنگ برچسب دیوانگی .. بدبختی.. زن ذلیلی … مشکل روحی و روانی داشتن به افراد نچسبانند…؟؟
واقعا متاسفم.. اللخصوص برای دخترها و زن های ایرانی.. همیشه یاد گرفتن ذلیل باشند.. همیشه مفعول باشند.. قابل ستایش و پرستش نباشند… با نزدیکی کردن که چندان هم لذت بخش و ارضا کننده نیست.. و دقیقا یه کار روتین، سکس داشته باشند.. با خودشون فکر کنند که بعد اینکار لذت میبرند یک خیال واهی.. در صورتی که نمیبرند.. عملی که برای بچه دار شدن است را با محدودیت هایی که باعث بچه دار نشدن میشود را بعنوان سکس در نظر میگرند و انجام بدهند و خیال میکنند لذت برده اند (تنها لذتی که اینکار دارد همان لحظه انزال است که بسیار کوتاه و آنی و فیزیکی است و تنها جسمشان این لذت را میبرد) اما واقعیت این نیست.. اگر همین سکس های تکراری و یک شکل افراد بررسی شود.. لحظه به لحظه همین اعمال فتیش دیده میشود.. در فیلم های زیادی دیده ام که مرد قبل از شروع کردن به سکس ابتدا از بوسیدن و لیس زدن پاهای محبوبش شروع میکند.. یا همین خوردن آلت جنسی جنس مخالف و یا بوسیدن و یا لیس زدن بدن محبوب…. تمام این ها شامل فتیش میشود…
گاهی اوقات به فکر می رویم ذهنمان را در نسیم باد آزادانه به دام اندیشه می دهیم .
من فیلم بی وفا را امروز دیدم واقعا شاهکاری هنری بود! تصاویری در آن نقش بسته بود که در ذهن هیج نسیم رفته ای هم نمی توان یافت نقد خودم رو از این فیلم می نویسم!
قایق کنار ساحل از آغاز بیانگر ماهیگری در آخر بود طوفان بقدری عظیم بود که می توانست زندگی هر فردی را حتی در چند ثانیه عوض کند! ولی افسوس پاهای زنی آنقدر استقامت نداشت که در کنار طوفان ایستادگی کند و با لبخند اولین رهگذر زخمی در پایش هک شد که هیچگاه این زخم از زندگیش جدا نشود کاغذ ها به ان طرف و این طرف به پرواز در آمدند شاید به آنجائی می ر فتند که محل مرگ رهگذر را آرامش بخشند مرد بی قرار خبر از چه می دانست؟ بی وفائی در آن شهر دور می تواند هم خوابی رویائی داشته باشد گریه در رخسارش به مهمانی آمد بین زمین و هوا به دنبال قطر اشکی می دوید اما از فرط خستگی ذهن چیزی بدست نیاورد! او می توانست بی تفاوت به زندگی نگاه کند اما کودک ۹ ساله اش امان انتقام به او نمی داد حتی بالا بر ساختمان هم او را پس زد و در آخر لحظه ای بیاد ماندنی دیدم چراغ قرمز و بعد هم سبز دو عاشق کنار هم روبروی پلیس پارک کردند! و با چراغ سبز هم میلی به برگشت نداشتند! و پایانی خوش را در دیدگان شاگردان نقش بستند.!!!!!